و این نیز بگذرد. . .

پادشاهي حکيم شهرش را فرا خواندو از او خواست که جمله اي براي او بنويسد که در همه لحظات آرامش بخش و تسلاي روحش باشد.
حکيم انگشتر پادشاه را خواست و نوشته اي را درون انگشتر پادشاه قرار داد وبا او شرط کرد فقط زماني آن را باز کند که احساس کرد به ان نيازمند است. چندي بعد جنگي ميان آن شهر و شهر همسايه درگرفت؛ جنگي سخت که بايد به دشواري از پس آن بر مي آمدند.
متأسفانه جنگ رو به شکست مي رفت وپادشاه_خسته و درمانده_بالاي تپه اي به دام افتاد؛و در اوج نااميدي،به ياد انگشترش افتادوآن را گشود وديد که در آن نوشته است: "اين نيز بگذرد"وبا خواندن اين جمله جان تازه اي گرفت وبا تمام وجود به نبرد ادامه داد و سربلند و پيروز از جنگ بيرون آمد.
زمان بازگشت به شهرش،مردم جشني برايش برپا کردند واورا غرق در شادي ،سرور و گل کردند. پادشاه درپوست خود نمي گنجيد؛ودرهمين حال احساس بزرگي و غرور اورا فرا گرفته بود،باز به ياد انگشتر افتاد.
"آن را گشود و بار ديگراين جمله را ديد: "اين نيز بگذرد".

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

فکر نمیکنم کسی باشه، که سال۹۱رو بتونه به راحتی فراموش کنه!!!

یا کسی باشه که توی این سال اشک نریخته باشه یا بغضهاش رو فرو نخورده باشه. . .

یه سوال کلیشه ای هست همیشه آخرسال مطرح میشه: سالی که گذشت چطور بود،معمولا جوابش دوگزینه بیشتر نداره یا خوب یا بد!

اما حداقل برای من این سال، نه خوب بود نه بد بود نه معمولی. . .

سال۹۱ برای من یه سال متفاوت بود،پراز تجربه و خاطره،پراز اشک وآه وناله وبغض، تنهایی و دلتنگی، پراز شناخت نسبت به همه چی و همه کَس،به همین دلیل بغیر از کلمه متفاوت واژه مناسبتری براش پیدا نکردم!!!

...و ایــــــــ ـن نــــــــ ـیـــــــــــ ـز بــــــ ـگـــــــــــذرد. . .

این سال با همه نیک وبدش گذشت

باورم نمیشه،به هیچ وجه...خیلی اتفاقهایی که افتادن و جز با حکمت خدا نبودن

خدایا چطوری یه شَر  به نیکی تبدیل میکنی؟؟؟ جز اینکه تنها خودت قادر متعالی...

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

ای تغییر دهنده دلها و دیده‏ها

ای مدبر شب و روز 

 ای گرداننده سال و حالت ها 

 بگردان حال ما را به نیکوترین حال

 

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

سالی که گذشت با همه پستی بلندیهاش اگر فقط یه حُسن خوب داشته باشه اینه که من دوستای خیلی خوبی پیداکردم، کسانی که واقعا به وجودشون نیاز داشتم و این فقط یکی از الطاف خدای مهربون به من بود...

حرفهای من زیاده و متاسفانه مجال کم!!!

اما یه خواهشی دارم، موقع تحویل سال یا هروقت دیگه ای که یاد صدف و وبلاگش کردین یه صلوات هم براش بفرستین...

اینجا صدفی هست که دلش می تپه،برای دوستای مجازیش. . .

 

سال ۹۲ کم کم داره از راه میرسه. . .

امیدوارم سال رسیدن به همه آرزوهای قشنگ باشه،

از خدا میخوام سال جدیدوسالهای بعدش جز بهترین سالهای زندگیتون باشه و

امیدوارم خدا صلاحتون رو در دلخواسته تون قرار بده. .  .

 هیچوقت تنها معبود عالمیان رو فراموش نکنید

اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم

آخرین جمعه91

اینکه بیایی اینجا و ندانی چه میخواهی!!!

دلت تنگ باشد اما ندانی برای که؟ نه اینکه ندانی، خودت رابزنی به آن راه  که مثلا نمیدانی. . .

گریه و بغض درونت را به آشوب بکشد ولی تو با یک لبخند تصنعی همه را پنهان کنی!!!

آن را که خواستی نداشتی وآن را که نداشتی خواستی و بدتر آنکه قدر داشته هایت را ندانستی. . .

سرگرم میشوی با دلخوشیهای کوچک و همه فکر میکنند تو چقدر خوشحالی. . .

خودت را دلگرم میکنی به اینکه قرار است اتفاق خوبی بیفتد...شـــایـــد!!!

 

 پ ن*: فقط پنج روز تا پایان سال ۱۳۹۱باقی مونده. . . هـــعـــی!!!

پ ن**: این روزا بیشتر از بقیه اوقات خودم نیستم، ـکـــــــــ ـــاـش. . .


 امروز رفتیم بهشت زهرا و من برای بار صدهزارم، در خودم شکستم...

یه عالمه بغض و اشکهایی که فرو بردم، وهمه فکر کردند من به دروغ مینویسم؛

افسوس كه آتش بغضهاي نهفته در من با هيچ اشكي سرد نميشود...

هيچوقت كسي لحظه هاي دردناك تنهايي ام را حس نكرد؛ مرا متهم به تظاهر وريا ميكنند...

خيلي وقته كه دلم ميخواد سرمُ بذارم روي شونه هاي كسي و زار زار گريه كنم و بگم من اون آدم شادي كه شما فكر ميكنيد؛ نــــــــيـــــــســـــــتــــــــم!!!اينُ بفهميد.

ولي من بي توقع تر از هميشه اينجا براي همه عــــزيـــــزانـــــم دعا ميكنم كه هيچوقت غصه اي به دلهاي پاكشون راه پيدا نكنه كه نياز به همدرد وتكيه گاهي براي اشكهاي شبانه شان داشته باشند. . .

اللهم صل علي محمد و آل محمد و عجل فرجهم

 

دخترکِ تنها. . .صدفِ دریا

بیست و سومین روز از آخرین ماه سال هفتادو. . .

ساعت یک ونیم ظهر. . .

 گریه کودک

یـــکـــ دنـــیـــا عـــشـــق نـــاب،در قلبهای دو فرشته آسمانی

دخترک زمینی شد. . .

امــّـا

از همان آغاز، زمــیــن را دوسـت نــداشــت!

دخترک، قد کشید 

بزرگ شد

تنها بود

تنها شد

گـــنـــاه کرد

بخشیده شد

سفر کرد

یاد گرفت

یاد داد

سخن گفت،با چـشـمـانـش اما

کسی زبـانـش را نمی دانست. . .

دلتنگ شد اما

پــا،روی دلش گذاشت!

دنبال گشت اما

پیدا نکرد. . .شاید خودش را !

. . .

. .

.

امــــــا 

هیچوقت دســـت خـــدا را در روزهای تلخ وشیرین زندگی کمرنگ ندید.

اکنون دخترک هست، خدا هست، و روزگار همچنان مانند روز آغازینش میگذرد. . .

 

...بیستمین تولدم مبارک. . . 

 

   

ممنون خدای مهربانم که هرچه من زاری کردم، گناه کردم،آه کشیدم و ناله کردم، توبه کردم و توبه شکستم، اشک ریختم و سوختم، من دور شدم و رفتم اما. . .

تو هر ثانیه کنارم بودی، لحظه ای ترکم نکردی، رهایم نکردی. . .

من نامهربان بودم و تو عاشقم بودی!

با دستان پر مهرت، بذر امید رویاندی در دلم. . .

خدای من اکنون دلیل این همه دلتنگی را می دانم، من زمانی دلتنگ میشوم که قلبم را درون دستان پر مهرت می فشاری!

سپاس باد تورا، برای همه عشق بازی هایت با این بنده های ناسپاس. . . 

 ممنونم از دو فرشته نجات و دو اسطوره صبر و بردباری، و دو کوه استقامت و تکیه گاه امن من. . .

مرا ببخشید و عذرم را پذیرا باشید پدرومادر بهتر از جانم که می دانم ، آنقدر از جانب من دلتان شکسته و آزار دیده اید که دیگر رویی برای بوسه بر دستان پرمهرتان ندارم. . .

ممنونم از همه دوستانم، آنها که گهگاه با اشکهای من همراه شدند و کمی از این حس تنهایی من با خودم کاستند، آنهایی که در شادیهایم شاد بودن ولی وقتی غمگین میشدم به روی مبارکشان نمی آوردند!

می دانم تحمل کردن دختری با حال و هوای بهاری که گاهی میبارد و گاهی آفتابی! دشوار است...

اما، ممنونم که مرا همانگونه که هستم تحمل میکنید، متشکرم مردمان مجازی کلبه تنهاییهایم!

نمیتوانم از دوستانم بگویم و نامی از ساقی نیاورم، رفیق یک سال و نیمه ام!

گرچه تقدیر وحکمت خدا اینگونه حکم کرد، اما دلمان و دردهای مشترکمان که فاصله ای باهم ندارند. . .! 

ساقی نازنینم، تشکر به خاطر همه مهربانی هایت. . .رفیق عزیز

و اما تشکر ویژه از خودم!

ممنون از خودم که میخندم تا کسی نداند پشت این چهره چه میگذرد. . .تا احیانا ناراحت نشوند از ناراحتیم. . .با تشکر از شخص بنده که اینگونه زندگی را بازی میکنم برای دیگران!!!

گرچه همیشه موفق نبوده ام وبارها دل شکسته ام،

ولــــی

امان از وقتی که کاری را برای دل خودت انجام ندهی. . .

بدتر آنکه

کاری را با دلت انجام دهی و نا خواسته بشکنی دل دیگران را. . .

 

پ ن۱: مثلا تولدمه، هه!!!

پ ن۲: امسال تولدم با سالهای گذشته خیلی فرق داشت!

و هدیه های متفاوتی گرفتم از طرف دوستای عزیزو مجازی گلم و خونواده مهربونم. . .

از تبریک زیبا و متفاوت ساقی جون بگیر . . .

تا این هدیه از قاصدک عزیز (فقط قبل از دیدن اسپیکراتونو روشن کنید!)

و تشکر بابت همدردیهای گندم نازنین

بخاطر لطف همه دوستای گلم متشکرم... دوسِتون دارم،دوست جونیام

 

پنجشنبه نوشت:

*میدونی تنهایی یعنی چی؟

یعنی اینکه روز تولدت بغیر از بانکی که توش حساب داری، هیچکس دیگه ای برات پیامک تبریک نفرسته!!!

واقعا برام غیر منتظره بود، چقدر زود از خاطرشون رفتم. . .دوستای قدیمیم رو میگم، همونا که میگفتن اگه دانشگاه رفتیم، نباید از یاد هم بریم. . .

درسته که من از یاد اونا رفتم ولی نمیتونم فراموششون کنم، چون جزئی از خاطراتم هستند ومن آدم خاطره بازی ام!!!

**دیروز عصر اومدم بشینم روی مبل و کامنتهارو با گوشیم چک کنم، یه دفه یه کارد میوه خوری رفت توی پام،( فکر کن یه کارد میوه خوری ساده، مانتو وشلوار لیُ پاره کرد. . .)نزدیک بود غش کنم،یه عالمه خون اومد... ولی خدا رو شکر الآن بهترم

***واقعا نمیدونم چطور میتونم از این همه محبت شما دوستای گل و نازنین تشکر کنم، شرمنده فرمودید با تبریکهای قشنگتون،خدا رو شکر میکنم بابت این همه دوستای عزیزی که بهم داده. . . 

انشالله تولدتون جبران کنم، دوستتون دارم خـــیــــلـــــی زیـــــاد

****میدونم که کسی حوصله خوندن پستهای طولانی رو نداره ولی ببخشید که اینروزا، اینقدر طولانی مینویسم!!!

*****اومدم براتون کامنت بذارم کد نمیده، این آخر سالیِ نمیدونم چرا بلا گفا قاطی کرده!!!

انشالله هروقت درستید،میام پیشتون!!!