نمیدونم چی شد این تصمیم رو گرفتم؛ اینکه نباشم برم و خودم رو از خيلي جاها حذف كنم...نميدونم چرا دلم ميخواد نباشم!نميدونم چرا هنوز هستم موندم ونرفتم. . .!
خــــــــســــــتــــــه ام،خـــــــــــــــــــــيـــــــــــــــلــــــــــــــــــي...
+سال ۹۰، چهارده فروردين رفتم مدرسه امتحان شيمي داشتيم!
سال۹۱، بكوب رفتم يوني تازه امتحانم داشتم شيمي۲!!
امسال رفتم دكتر، چون به سختي سرماخوردم۴-۵تا پني سيلين داده با يه عالمه قرص و شربت كه من گوش ندادم ونخوردم!!!
+الحمدالله عيد بغير از سرماخوردگي كوفتي خوب بود...
+نميدونم چرا چند وقته دلم يه عروسك گـــنـــده ميخواد، مديونين اگر فكركنين كمتر از ده تا عروسك بزرگ دارم(تا همين سه چهار سال پيش هم، عروسك جزوِ كادوها و سوغاتيهاي اصليم بود، متاسفانه الآن همه فكر ميكنند بــــــزرگــــــــ شدم!) البته به علت كمي جا، همه اش رو جمع كرديم؛هيچكدوم در دسترس نيس، چند وقت پيش يه PooH خـــــیـــلــــی گـــنـــده دیدم،کاش میخریدمش، من عــــاشــــقِ PooH ام، با اون بلیز کوتاهش...
+ دلم میخواد برم سینما، یادش بخیر اون سالی که کنکور داشتم(سال پیش دانشگاهی) هر ماه دوبار میرفتیم سینما، اصلن یه برنامه تفریحی منظمی داشتم هاااا، یعنی دوساله سینما نرفتم!!! دلم میخواد برم فیلم رسوایی یا تهران۱۵۰۰،به دومی بیشتر علاقه دارم...
+خوب از شنبه هم که یونی به راه می افته، بریم ببینیم دماغ ببخشید بینی دوستمون چگونه شده؟اِنقدر دعاکردم خوشگل شده باشه،شمام دعاکنین خــــیـــــلــــی خوب شده باشه!!!
*میدونم که همه اینا بخاطر این گناهه لامصبه، دارم دیوونه میشم،سردرد،بی خوابی،احساس داغونی...
خدایا اینقدر گناه کردم دیگه روم نمیشه بیام در خونه ات،آخه دیگه چقدر توبه بشکنم؟
خدایا هرچقدر زودتر آسمونی بشم بهتره،خودت هم میدونی چون همه از دستم راحت میشن،حداقل خودم که از دست خودم راحت میشم!!!
فعلن بای
شاید تا یک روز دیگه یا یکماه یا یکهفته یا شایدم تا هــــمــــیـــــشـــــه. . .
خـــــیــــلــــــی خـــــســـــتـــــه ام،خــــــــــــیـــــــــــلـــــــــــــــی!
ماسه ها فراموشکارترین رفــ ـیـــ ـقـــ ـان راه اند...