یا ابا عبدالله الحسین (ع)
یا اباالفضل العباس (ع)
یا زین العابدین (ع)
و من آمده ام اینجا با کوله باری از گناه و سیاهی...
هرچه کردم نشد!
شیاطین بیرون و درونم دست به یکی کرده اند و کمر بسته اند بر نابودی من
و من
همچون کودکی نوپا که به دنبال مادرش میرود، پیرو امیال نفسانی خویشم.
خسته شدم
توبه توبه توبه
هرچه سعی کردم دوری کنم،
دوباره قدم در این وادی ناصواب گذاشتم و بازهم احساس حقارت و گناه همیشگی.
دستانم میلرزند و بغض گلویم را میفشارد. . .
میخواستم زودتر بیایم و تولدتان را تبریک بگویم
اما
هرچه فکر میکنم میبینم گنهکاران جایی در وادی عشق شما ندارند...
راستش
رویی هم ندارم، روسیاهِ روسیاهم!
خدایا اگر در آن دنیا به جهنم واصل شوم شرف دارد به این جهنمی که خودم در این دنیا ساخته ام.
شرمنده ام
خیلی شرمنده ام
شرمنده بزرگواری هایتان هستم.
گناهانم جز کفران نعمت نیست، می دانم!
اما چه کنم که عنانم را شیطان به دست گرفته و با اشاره ای حرکتش میدهد
خدایا از اینجا به بعدش با خودت
کمکم کن خدااااااااااا
مثل همیشه: من نگویم دستم بگیر عمریست گرفته ای، مبادا رها کنی...
شعبان ماه عید هاست،
تولد ذریه پاک پیامبر(ص) مبارک باد
اللهُمَّ صَل عَلی مُحمَّدٍ و آل مُحمّد و عَجل فرَجَهُم
ماسه ها فراموشکارترین رفــ ـیـــ ـقـــ ـان راه اند...